پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۲

ای گشته دارالملک جان یغمای بغدادی پسر

افکنده شوری در جهان غوغای بغدادی پسر

مانند آن ماه چگل دیده ندیده آب و گل

بادا حریم چشم و دل مأوای بغدادی پسر

رویست یارب یا سمن بویست یا خود یاسمن

ای خوشتر از سرو چمن بالای بغدادی پسر

زان طره پر پیچ و خم کار دلم بَرشد به هم

زان رو ز غم سر می‌نهم در پای بغدادی پسر

سوداست زلف دلبران نتوان نهادن دل بر آن

آشوب آرد بر سران سودای بغدادی پسر

گفتم شدم لالا ترا لالای زلفت گفت لا

ای کرده چاکر بنده را لالای بغدادی پسر

روزی که سوی لامکان طیران کند جان جهان

سازد خراب آباد جان دل جای بغدادی پسر

گر در سماع آید قدش جان را برافشانم بَرو

چون بشنود گوش دلم هیهای بغدادی پسر

عشقش نمی‌ماند نهان زان رو که دارد قصد جان

گشتیم باری در جهان رسوای بغدادی پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۴منم چون گوی سرگردان به گرد کوی آن دلبر
  2. شمارهٔ ۷۶۵عشقبازی با چنان یاری چه خوش باشد دگر
  3. شمارهٔ ۷۶۶از شراب وصل او مستم دگر
  4. شمارهٔ ۷۶۷آمد نسیم صبحدم وز یار می‌آرد خبر
  5. شمارهٔ ۷۶۸ - استقبال از حافظای دل پر درد بر امّید درمان غم مخور
  6. شمارهٔ ۷۶۹ - استقبال از حافظای دل ار سرگشته‌ای از جور دوران غم مخور
  7. شمارهٔ ۷۷۰ای به خوبی تو در جهان مشهور
  8. شمارهٔ ۷۷۱بردی دل من به چشم مخمور
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.