پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۸

عاشقان را نیست در کویت نظامی این بتر

صبح هجران تو را خود نیست شامی این بتر

ای بسا زهر هلاهل کز غمت نوشیده‌ام

شربت وصلت نخوردم نیم جامی این بتر

کام جانم تلخ گشت از شربت هجران تو

دل ز وصلت کی رسید آخر به کامی این بتر

مرغ جانم را نشیمن شَست زلفین تو بود

نیست آرامَش کنون در هیچ دامی این بتر

با شب وصل تواَم خوش بود عمری پیش ازین

چون نبودش با من مسکین دوامی این بتر

سوختم در آتش هجران آن روی چو ماه

می‌کشم صد گونه جور از دست خامی این بتر

او طبیب درد من باشد ولی کم می‌نهد

بر سر رنجور هجر از لطف گامی این بتر

دردم از حد رفت و یاری نیستم کس در جهان

جز صبا کز من برد سویش پیامی این بتر

داغ مهرش بر جبین جان نهاده‌ستم نخست

لیک می‌آید ز ما ننگش زمانی این بتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۰این شب تیره هجران به سر آید آخر
  2. شمارهٔ ۷۶۱چه کنم درد دل خود به که گویم آخر
  3. شمارهٔ ۷۶۲ای گشته دارالملک جان یغمای بغدادی پسر
  4. شمارهٔ ۷۶۳چون زلف سودایی شدم بر روی بغدادی پسر
  5. شمارهٔ ۷۶۴منم چون گوی سرگردان به گرد کوی آن دلبر
  6. شمارهٔ ۷۶۵عشقبازی با چنان یاری چه خوش باشد دگر
  7. شمارهٔ ۷۶۶از شراب وصل او مستم دگر
  8. شمارهٔ ۷۶۷آمد نسیم صبحدم وز یار می‌آرد خبر
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.