پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

ما را چو از نظر قد سرو روان برفت

خون دل از دو دیدهٔ جانم روان برفت

تا آن قد چو سرو برفت از نظر مرا

جان رفت از بر من و در پی روان برفت

بعد از هزار وعده نیامد دمی برم

ننشست یک زمان بر ما، در زمان برفت

هرچند لابه کردم و گفتم دمی مرو

نشنید قول ما و چو تیر از کمان برفت

چندان دو دیده اشک ببارید در غمش

کز خون دیده‌ام به جهان ناودان برفت

ننشست خاطرم به بهشت برین دمی

تا از دو دیده صورت آن دلستان برفت

تا تو ز پیش دیدهٔ ما رفته‌ای به ناز

ای سرو راستی که قرار از جهان برفت

یک دم نرفت از نظر ما خیال سرو

تا در چمن ز پیش دو چشمم جهان برفت

گویند کس ندید که از جسم رفت جان

دیدم به چشم خویش ز پیشم که جان برفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸دلا چه چاره که یارم ز دست خواهد رفت
  2. شمارهٔ ۳۵۹تا از دو دیده‌ام رخ آن گل عذار رفت
  3. شمارهٔ ۳۶۰تا از بر من آن صنم گل عذار رفت
  4. شمارهٔ ۳۶۱تا دل سرگشته‌ام چون زلف او سودا گرفت
  5. شمارهٔ ۳۶۲ز آتش بیداد که بالا گرفت
  6. شمارهٔ ۳۶۳از سر زلفش دلم سودا گرفت
  7. شمارهٔ ۳۶۴دو دیده از رخ چون آفتاب آب گرفت
  8. شمارهٔ ۳۶۵دستم ز غمت نگار بگرفت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.