پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

دل فدای لبان چون نوشت

غیر یادم همه فراموشت

ای نگارین من خبر داری

که ز جانیم مست و مدهوشت

غیر از این در جهان مرادم نیست

که بگیرم شبی در آغوشت

در جهان نعره‌های شوق زنیم

ما به یاد لبان خاموشت

هم ز نامحرمان بپوشان موی

که درافتاد از سر آغوشت

دوش بر دوش بود در شب دوش

یاد می‌ناید از شب دوشت

باده عشق ما چو می‌خوردی

گفتم ای عمر نازنین نوشت

ناله‌ها می‌زنیم در غم تو

نرسد ای نگار در گوشت

سوختی ای نگار می‌دانی

دو جهان را به لعل دُر نوشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
  2. شمارهٔ ۳۵۶ما را چو از نظر قد سرو روان برفت
  3. شمارهٔ ۳۵۷تا دلم روی چو ماهت را بدید از دست رفت
  4. شمارهٔ ۳۵۸دلا چه چاره که یارم ز دست خواهد رفت
  5. شمارهٔ ۳۵۹تا از دو دیده‌ام رخ آن گل عذار رفت
  6. شمارهٔ ۳۶۰تا از بر من آن صنم گل عذار رفت
  7. شمارهٔ ۳۶۱تا دل سرگشته‌ام چون زلف او سودا گرفت
  8. شمارهٔ ۳۶۲ز آتش بیداد که بالا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.