پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

پشتم ز غم بار فراق تو دوتا گشت

امّید شب وصل تواَم جمله هَبا گشت

هرگز به سر کوی نگاری نرسیدم

تا مرغ دل خستهٔ ما گرد هوا گشت

یکتا شدم اندر غم عشق تو نگارا

بر روی تو تا زلف سمن‌سات دو تا گشت

آن قد دلارای که صبر از دل ما برد

بالاش نگویید که آن عین بلا گشت

امّید وفا بود مرا از کرم دوست

گویی که همه عهد و وفای تو جفا گشت

از یار نیامد سوی این خسته پیامی

تا محرم راز دل ما باد صبا گشت

گویی که ببرّید ز ما آن بت بی مهر

بگذاشت وفا یکسر و همدست جفا گشت

هر تیر که در کیش دلم بود بیفکند

بر تیر چه از دست دلم چونکه خطا گشت

آخر بده امروز مراد دل تنگم

چون کام دلت از دو جهان جمله روا گشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳دل فدای لبان چون نوشت
  2. شمارهٔ ۳۵۴دلبر چه زود از سر پیمان ما برفت
  3. شمارهٔ ۳۵۵راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
  4. شمارهٔ ۳۵۶ما را چو از نظر قد سرو روان برفت
  5. شمارهٔ ۳۵۷تا دلم روی چو ماهت را بدید از دست رفت
  6. شمارهٔ ۳۵۸دلا چه چاره که یارم ز دست خواهد رفت
  7. شمارهٔ ۳۵۹تا از دو دیده‌ام رخ آن گل عذار رفت
  8. شمارهٔ ۳۶۰تا از بر من آن صنم گل عذار رفت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.