پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

دوشم چه بود بی رخت ای دوست سرگذشت

آب دو چشم در غم رویت ز سر گذشت

گفتی بگوی شرح غم حال خویشتن

ترسم ملول گردی از این باب سرگذشت

کان سرو جان شبی نخرامید سوی ما

سویم نظر نکرد ز ما زود درگذشت

گفتم نظر به حال من افکن خدای را

زان پیشتر ز غصّه بگویند درگذشت

بگذشت یار همچو سهی سرو بوستان

ما را خبر نبود و ز ما بی خبر گذشت

باری خیال گشته‌ام از حسرت وصال

زان یک خیال روی تو کاندر نظر گذشت

زان یک گذر اگر خبری در جهان بدی

جان کردمی فداش زمانی که برگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱پشتم ز غم بار فراق تو دوتا گشت
  2. شمارهٔ ۳۵۲ای دل چه کنم چو یار برگشت
  3. شمارهٔ ۳۵۳دل فدای لبان چون نوشت
  4. شمارهٔ ۳۵۴دلبر چه زود از سر پیمان ما برفت
  5. شمارهٔ ۳۵۵راست گویم مُرْوَت از عالم برفت
  6. شمارهٔ ۳۵۶ما را چو از نظر قد سرو روان برفت
  7. شمارهٔ ۳۵۷تا دلم روی چو ماهت را بدید از دست رفت
  8. شمارهٔ ۳۵۸دلا چه چاره که یارم ز دست خواهد رفت
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.