پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

هزار محنت و غم چون فراق یاران نیست

هزار غم چو غم عشق غمگساران نیست

برفتم از نظر آن دلفریب و می‌گفتم

ترحّمت چه سبب بر امیدواران نیست

ز دیده اشک روان می‌رود ز هجر چه سود

چو دوست در غم احوال دوستداران نیست

اگرچه هست ز طوفان نوح هم شرحی

ولی چو دیده من اشکبار باران نیست

هزار بر رخ تو عندلیب بیشترند

چو گل برفت یکی بلبل از هزاران نیست

اگرچه هست به بستان هزار شور و نوا

به روی گل چو من ای جان هزار دستان نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵مرا فراق رخ آن نگار ممکن نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۶چون تماشاگه جان غیر سر کوی تو نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۷ما را به غیر لطف تو شاها پناه نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۸نیست دلی کز غم تو خسته نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۹کیست که جانش ز غمت خسته نیست
  6. شمارهٔ ۳۲۰ما را به درد عشق تو جز صبر چاره نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۱شب نیست کز فراق تو صد جامه پاره نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا چون گل شکفت از مِیْ پرستی چاره نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.