پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۹

درد هجران ز تو نهانم نیست

بیش ازین طاقت و توانم نیست

مهرت از دل نمی‌شود خالی

غیر یاد تو بر زبانم نیست

در فراق رخت شبان دراز

جز خیال تو میزبانم نیست

حال خود خواهمت که عرضه دهم

محرمی راز آن چنانم نیست

مرغ پربسته‌ام به کوی مراد

چه کنم میل آشیانم نیست

بس بلاها ز دشمنان دارم

هیچ لطفی ز دوستانم نیست

بنوازم بتا که هیچ کسی

غیر لطف تو در جهانم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۱الهی شکر و فضلت را کران نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۲مرا به درد فراق تو هیچ درمان نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۳هزار محنت و غم چون فراق یاران نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۴کدام دل که به داغ فراق بریان نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۵مرا فراق رخ آن نگار ممکن نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۶چون تماشاگه جان غیر سر کوی تو نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۷ما را به غیر لطف تو شاها پناه نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۸نیست دلی کز غم تو خسته نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.