پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۸

مهربانی ز دلستانم نیست

میل دل جز به دوستانم نیست

شب وصل تو از خدا طلبم

غیر ازین هیچ داستانم نیست

بی قد و قامت چو شمشادت

رغبت و میل بوستانم نیست

بی رخ چون گل تو ای گلبوی

هیچ پروای گلستانم نیست

من ز جانت مرید و معتقدم

قسمی جز بر آستانم نیست

در شب هجر غیر مردم چشم

در جهان هیچ پاسبانم نیست

نازنینا ملاذ من به جهان

غیر آن خاک آستانم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۰دلی کجاست که آن دل سرشته با غم نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۱الهی شکر و فضلت را کران نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۲مرا به درد فراق تو هیچ درمان نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۳هزار محنت و غم چون فراق یاران نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۴کدام دل که به داغ فراق بریان نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۵مرا فراق رخ آن نگار ممکن نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۶چون تماشاگه جان غیر سر کوی تو نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۷ما را به غیر لطف تو شاها پناه نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.