پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۶

مرا به غیر صبا پیش دوست محرم نیست

مرا انیس و دلارام و یار جز غم نیست

ببین چگونه بود حال آن دل مسکین

که جز غمش به جهان در غم تو همدم نیست

صبا تو حال من خسته نیک می‌دانی

بگو بگو به نگارم که جز تو محرم نیست

که در فراق تو راضی شدم به پیغامی

کنون ز پیش تو ای بی وفا و آن هم نیست

دلم ز نیش فراق تو نیک مجروحست

بیا که جز شب وصل تو هیچ مرهم نیست

بیا که طاقت صبرم برفت و شدّت هجر

ز حد گذشت و جهان را قرار یک دم نیست

دمی نمی‌گذرد بر من پریشان حال

که خاطرم چو سر زلف یار در هم نیست

مباد درد و بلا بر قدت نظر فرما

که جز بلای فراق تو هیچ دردم نیست

تو سرو باغ بهشتی و ما چو خاک درت

از آن جهت ز جهان سایه شما کم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۸مهربانی ز دلستانم نیست
  2. شمارهٔ ۳۰۹درد هجران ز تو نهانم نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۰دلی کجاست که آن دل سرشته با غم نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۱الهی شکر و فضلت را کران نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۲مرا به درد فراق تو هیچ درمان نیست
  6. شمارهٔ ۳۱۳هزار محنت و غم چون فراق یاران نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۴کدام دل که به داغ فراق بریان نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۵مرا فراق رخ آن نگار ممکن نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.