پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۴

ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی

آخر نظر فکن به عنایت سوی رهی

سرگشته ذره‌وار منم در هوای تو

تا کی چو خاک راه مرا در هوا دهی

مجروح گشت جان جهانی به تیغ هجر

وقتست کز وصال خودش مرهمی نهی

بیمار هجر را رمقی ماند از حیات

از دولت وصال تو رو گر برو نهی

دارد فراغت از من و از حال من نگار

ای دل مرا به باد بدادی ز ابلهی

ما کمترین بندهٔ درگاه تو شدیم

بنواز بنده را که فزاید تو را مهی

ما جان فدای عشق تو کردیم در جهان

از دام ما چو آهوی وحشی چرا رهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۶بی وصل تو ندارد جان با تن آشنایی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۷نمی‌یابم به درد دل دوایی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۸گذشت حسن نگارم ز حد زیبایی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۹بیا جانا که دردم را دوایی
  5. شمارهٔ ۱۴۰۰تا کی بود دو چشمت در عین دلربایی
  6. شمارهٔ ۱۴۰۱بتا بدمهر و سنگین دل چرایی
  7. شمارهٔ ۱۴۰۲دلم شکسته چو زلف بتان یغمایی
  8. شمارهٔ ۱۴۰۳بیا که با تو نداریم دست بالایی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.