پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹۰

الهی یا الهی یا الهی

به فضلت چون جهانی را پناهی

دلش را تازه دار از نور ایمان

تنش را دور گردان از تباهی

خداوندی تو و ما بندگانیم

نکو باشد به بنده هرچه خواهی

ز شر ظالمانش دور گردان

برون آور سپیدیش از سیاهی

به لطفت گرچه بس امیدوارست

ولی شرمنده است از هر گناهی

مشو نومید از وصلش تو زنهار

دلا می‌ساز اگر تو مرد راهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۳ای دلستان چرا دل ما را نمی‌دهی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۴ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۵شده‌ام خاک سر کوی تو ای سرو سهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۶بی وصل تو ندارد جان با تن آشنایی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۷نمی‌یابم به درد دل دوایی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۸گذشت حسن نگارم ز حد زیبایی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۹بیا جانا که دردم را دوایی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.