پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۹

ماهیست نشسته به سر مسند شاهی

می‌نازد و پیداست از او فرّ الهی

از ملک جهان کام دلت جمله روا باد

در دامن مقصود تو باد آنچه تو خواهی

پشتم به تو گرمست و دلم با غم تو خوش

زان روی که ما را به جهان پشت و پناهی

تشبیه بنفشه به سر زلف تو کردم

باری خجلم نیک از آن روی سیاهی

گر زآنکه ز من سرّ غم عشق بپرسند

من مردمک دیده بدارم به گواهی

بر خاک مذلّت تو بنه گردن طاعت

وز درگه او سر مکش ار بنده راهی

ای حاصل عمرم ز تو جز خون جگر نه

وی شوق دلم بر رخ تو نامتناهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۳ای دلستان چرا دل ما را نمی‌دهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۴ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۵شده‌ام خاک سر کوی تو ای سرو سهی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۶بی وصل تو ندارد جان با تن آشنایی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۷نمی‌یابم به درد دل دوایی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۸گذشت حسن نگارم ز حد زیبایی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.