پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۸

چه ساعتی بود آیا که آنچنان ماهی

درآید از در من بی رقیب ناگاهی

طناب خیمه غم بگسلد ز منزل هجر

زند به گلشن جانم ز وصل خرگاهی

امور ملک چه نقصان پذیرد ار شاهان

نظر به حال گدایان کنند گهگاهی

به جان دوست که گر جان به لب رسد در دل

نباشدم بجز از وصل دوست دلخواهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۳ای دلستان چرا دل ما را نمی‌دهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۴ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۵شده‌ام خاک سر کوی تو ای سرو سهی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۶بی وصل تو ندارد جان با تن آشنایی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۷نمی‌یابم به درد دل دوایی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.