پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۷

ای جان و جهان توام پناهی

بر جمله جهان تو پادشاهی

بر عشق رخ تو مردم چشم

در دیدهٔ ما دهد گواهی

خون جگرم ز دیده پالود

معلوم شود ترا کماهی

شرحش نتوان که خود بگوید

خوناب دو چشم و رنگ کاهی

از نالهٔ ما نرفت در خواب

دوش از غم هجر مرغ و ماهی

خواهم شب وصل تو نگارا

وز جور بکن هر آنچه خواهی

در جمله جهان رهست ما را

از ره مگذر چو مرد راهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۹ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
  2. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۳ای دلستان چرا دل ما را نمی‌دهی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۴ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۵شده‌ام خاک سر کوی تو ای سرو سهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۶بی وصل تو ندارد جان با تن آشنایی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.