پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۶

خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بوی

خوشش عارض خوشش زلف و خوشش موی

خوشش آن جعد مشکین بر بناگوش

خوشش قامت خوشش چشم و خوش ابروی

خوشش آن لفظ و گفتار چو شکر

خوشش لعل لب شیرین دلجوی

خوشش قند و خوشش قد چو شمشاد

خوشش بر قامت رعنا دو گیسوی

امیدم بود بر وصل چنان یار

که بنشینم زمانی روی بر روی

به بوی آنکه بوسم خاک پایش

به سر گردم چو گویی اندر این کوی

نکرد او رحمتی بر حال زارم

به رویم گرچه دید از خونِ دل جوی

جهان را در فراقت حال زارست

به فریاد جهان رس ای جهانجوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۸چه ساعتی بود آیا که آنچنان ماهی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۹ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
  3. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۳ای دلستان چرا دل ما را نمی‌دهی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۴ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۵شده‌ام خاک سر کوی تو ای سرو سهی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.