پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۵

گر صد هزار ازین غم و دردم رسد به روی

دانی که از در تو نگردم به گفت و گوی

پشتم به هرکه عالم و رویم به روی تست

آیا بود که باز نشینیم روبه روی

ای باد اگر به جانب آن ماه بگذری

از مهر من به حضرت او ذرّه ای بگوی

گر آنچه در فراق تو بر ما همی رود

وآنگه ز دست جور رقیبان تندخوی

گر بخت یاریی دهدم در شب وصال

تا روز، شرح هجر توان گفت مو به موی

تا جان به تن بود سر ما آستان دوست

تا پای طاقتست بپویم به جست و جوی

با مدّعی بگوی که ناموس و نام و ننگ

بر باد عشق رفت تو بیهوده بس مگوی

بر دیدهٔ جهان گذر ای سرو نازنین

کز رهگذار بست برو بس ز اشک جوی

بر عرصه فراق ز چوگان روزگار

من خسته دل شکسته و سرگشته‌ام چو گوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۷ای جان و جهان توام پناهی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۸چه ساعتی بود آیا که آنچنان ماهی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۹ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
  4. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
  5. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۳ای دلستان چرا دل ما را نمی‌دهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۴ای آفتاب کشور و ای ماه خرگهی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.