پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۳

ای صبا حال دل من پیش دلبر بازگوی

آنچه دیدی از من دلخسته از آغاز گوی

گر بود در مجلس نااهل زنهار ای صبا

دم مزن یک لحظه وان دم در محل راز گوی

گو نمی‌سازد دلم زین بیش با درد فراق

با من بیچارهٔ مسکین دمی درساز گوی

با گل خوش بو بگو کارم به جان آمد ز غم

بی رخ عاشق فریبت ای دو دیده باز گوی

در فراقت عمر ما بگذشت چون باد خزان

یک زمانم از وصال خویشتن بنواز گوی

بی قد و بالای تو از ما به سرو ناز گوی

چون برستی سایه لطفت به ما انداز گوی

گر تو را از حال زار ما فراغت حاصلست

هم دمی آخر به احوال جهان انداز گوی

مطربا در ساز کن عود و نی و چنگ و رباب

وآنچه می گویی به نزد عاشقان با ساز گوی

گر بخوانی یک دو بیتی دلپذیر از شعر من

در سرابستان تو با دستان خوش آواز گوی

هرکه را همچون تو مجنونی به دست آید ولی

گر بود اهل خرد جان و جهان درباز گوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۵گر صد هزار ازین غم و دردم رسد به روی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۶خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بوی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۷ای جان و جهان توام پناهی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۸چه ساعتی بود آیا که آنچنان ماهی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۹ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
  6. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۲هیچ در خاطرت آمد که دلم باز دهی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.