پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۲

ای صبا آخر چرا افتان و خیزان می‌روی

زود بشتاب ار به کاری سوی جانان می‌روی

حال یعقوب ستمکش پیش یوسف بازگوی

نیک می‌دانی تو حالم چون ز کنعان می‌روی

درد بی‌درمان ما را گر توانی هم به لطف

چاره‌ای کن چاره‌ای چون پیش درمان می‌روی

قصّهٔ سوز درون بلبل شوریده‌دل

لطف کن با گل بگو چون سوی بستان می‌روی

حالت حزن دل تنگم ز تو پوشیده نیست

یک به یک با او بگو کز بیت احزان می‌روی

با دل سرگشته‌ام گو تا به کی در کوی دوست

با دل پُر آتش و با چشم گریان می‌روی

صورت حال خرابی جهان را عرضه دار

چون به نزد مالک ملک سلیمان می‌روی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۴در ره عشق تو جانی می‌دهم در جست و جوی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۵گر صد هزار ازین غم و دردم رسد به روی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۶خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بوی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۷ای جان و جهان توام پناهی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۸چه ساعتی بود آیا که آنچنان ماهی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۹ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
  7. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۱ز روی لطف کن در من نگاهی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.