پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸۱

گر به چوگانم ز خود رانی چو گوی

کی بگردانم من از روی تو روی

واپس آیم باز در پات اوفتم

چون توانم بودن آخر کم ز گوی

تا به کی در جست و جوی وصل تو

می روم افتان و خیزان کو به کوی

ای صبا گر می‌توانی لطف کن

حال زارم را به جانان بازگوی

مدّتی شد تا که از سودای تو

بر رخت آشفته گشتم همچو موی

دوستان گویند این فریاد چیست

ناله و افغان ز یار تندخوی

تا مرا در قالب تن جان بوَد

می‌کنم در راه وصلت جست و جوی

باد کوی دوست بر خاکم نشاند

آتش عشقش ببردم آب روی

مدّعی چون ما به آب دیده دست

از جهان شستیم دست از ما بشوی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸۳ای صبا حال دل من پیش دلبر بازگوی
  2. شمارهٔ ۱۳۸۴در ره عشق تو جانی می‌دهم در جست و جوی
  3. شمارهٔ ۱۳۸۵گر صد هزار ازین غم و دردم رسد به روی
  4. شمارهٔ ۱۳۸۶خوشش رنگ و خوشش روی و خوشش بوی
  5. شمارهٔ ۱۳۸۷ای جان و جهان توام پناهی
  6. شمارهٔ ۱۳۸۸چه ساعتی بود آیا که آنچنان ماهی
  7. شمارهٔ ۱۳۸۹ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
  8. شمارهٔ ۱۳۹۰الهی یا الهی یا الهی
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.