پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد

به ز نوریست که از عالم بالا افتد

هر کجا دیده بر آن قامت رعنا افتد

رود از دست دل زار و همه جا افتد

هر که در کوی تو روزی بهوس پای نهاد

عاقبت هم بسر کوی تو از پا افتد

آنکه افتد سر ما در گذر او همه روز

کاش! روی گذر او بسر ما افتد

افتد از گریه تن زار هلالی هر سو

همچو خاشاک ضعیفی که بدریا افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
  2. شمارهٔ ۱۰۰چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
  3. شمارهٔ ۱۰۱آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
  4. شمارهٔ ۱۰۲روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
  5. شمارهٔ ۱۰۳ماه شهرآشوب من، هر گه به راهی بگذرد
  6. شمارهٔ ۱۰۴شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
  7. شمارهٔ ۱۰۵مسکین طبیب، چاره دردم خیال کرد
  8. شمارهٔ ۱۰۶نمی‌توان به‌تو شرح بلای هجران کرد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.