پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴

شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد

غالبا سوز دل من در دل او کار کرد

حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند

این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد

ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست

هر چه با من کرد دور چرخ کج رفتار کرد

عاشقان زین پیش دایم عزتی می داشتند

محنت عشقش عزیزان جهان را خوار کرد

عشق آسان می نمود اول بامید وصال

نا امیدیهای هجرانش چنین دشوار کرد

در بلای عشق کی خوانم دعای عافیت؟

کز دعاهای چنین می باید استغفار کرد

فی المثل گر خاک خواهد شد رقیب سنگدل

خواهد از خاکش فلک راه مرا دیوار کرد

گاه گاهی گر هلالی را بپرسی دور نیست

زانکه آن بیچاره را این آرزو بیمار کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶نمی‌توان به‌تو شرح بلای هجران کرد
  2. شمارهٔ ۱۰۷من عاشق و دیوانه و مستم، چه توان کرد؟
  3. شمارهٔ ۱۰۸به ناز می‌روَد و سوی کس نمی‌نگرد
  4. شمارهٔ ۱۰۹باغ عیش من بجای گل همه خار آورد
  5. شمارهٔ ۱۱۰تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟
  6. شمارهٔ ۱۱۱یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۲می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد
  8. شمارهٔ ۱۱۳شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.