پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد

بیا، ای بخت، کاری کن، که ما را کار پیدا شد

بکنج عافیت، می خواستم، کز فتنه بگریزم

بلای عشق ناگه از در و دیوار پیدا شد

جگر خونست، ازان این گریه خونین پدید آمد

دلم زارست، ازان این نالهای زار پیدا شد

نمی خواهم که: خورشید جمالش جلوه گر گردد

در آن منزل که روزی سایه اغیار پیدا شد

عزیزان را ز سودای کسی آشفته می بینم

مگر آن یوسف گم گشته در بازار پیدا شد؟

طبیبا، هر کرا بیماری هجران فگند از پا

اجل پیش از تو بر بالین آن بیمار پیدا شد

بسویش بگذر، ای باد صبا وزمن بگو آنجا

که: در هجرت هلالی را بلا بسیار پیدا شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
  2. شمارهٔ ۱۱۶بر سر بالین طبیب از ناله من زار شد
  3. شمارهٔ ۱۱۷گر برون می‌آید، آن بی‌رحم، زارم می‌کشد
  4. شمارهٔ ۱۱۸زان دل به جانب سگ کوی تو می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۱۹باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
  6. شمارهٔ ۱۲۰اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد
  7. شمارهٔ ۱۲۱از حالِ  دل و دیده مپرسید که چون شد؟
  8. شمارهٔ ۱۲۲تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.