پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۰

اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد

چه جای آشنا؟ کز خویش هم بیگانه خواهم شد

دمیدی یک فسون وز دست بردی صبر و هوش من

خدا را، ترک افسون کن، که من افسانه خواهم شد

غم عشق ترا، چون گنج، در دل کرده ام پنهان

باین گنج نهانی ساکن ویرانه خواهم شد

شبی، کز روی آتشناک، مجلس را برافروزی

تو شمع جمع خواهی گشت و من پروانه خواهم شد

مرا کنج صلاح و خرقه تقوی نمی زیبد

گریبان چاک و رسوا جانب می خانه خواهم شد

بدور آن لب میگون، مجو پیمان زهد از من

سر پیمان ندارم، بر سر پیمانه خواهم شد

هلالی، من نه آن رندم که از مستی شوم بیخود

اگر بیخود شوم، زان نرگس مستانه خواهم شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۲تا سلسله زلف تو زنجیر جنون شد
  2. شمارهٔ ۱۲۳گل شکفت و شوق آن گل چهره از سر تازه شد
  3. شمارهٔ ۱۲۴غم بتان مخور، ای دل، که زار خواهی شد
  4. شمارهٔ ۱۲۵نیست عرق، که در رهت از حرکات می‌چکد
  5. شمارهٔ ۱۲۶آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد
  6. شمارهٔ ۱۲۷روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟
  7. شمارهٔ ۱۲۸دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد
  8. شمارهٔ ۱۲۹نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.