پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

نیست عرق، که در رهت از حرکات می‌چکد

هر قدمی، که می‌نهی، آب حیات می‌چکد

چند به هر سیه دلی باده ناب می‌کشی؟

حیف! که آب زندگی در ظلمات می‌چکد

بس که لب تو چاشنی ریخته در مذاق جان

گریه تلخ گر کنم آب نبات می‌چکد

اشک هلالی از مژه، گرد حریم آن حرم

همچو سرشک عارفان، در عرفات می‌چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟
  2. شمارهٔ ۱۲۸دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد
  3. شمارهٔ ۱۲۹نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند
  4. شمارهٔ ۱۳۰یارب! غم ما را که بعرض تو رساند؟
  5. شمارهٔ ۱۳۱عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند
  6. شمارهٔ ۱۳۲جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته‌اند
  7. شمارهٔ ۱۳۳عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
  8. شمارهٔ ۱۳۴جهان و هر چه درو هست پایدار نماند
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.