پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

غم بتان مخور، ای دل، که زار خواهی شد

اگر عزیز جهانی، تو خوار خواهی شد

اگر چو من هوس زلف یار خواهی کرد

ز عاشقان سیه روزگار خواهی شد

تو از طریقه یاری همیشه فارغ و من

نشسته ام بامیدی که یار خواهی شد

چو در وفای توام، بر دلم جفا مپسند

که پیش اهل وفا شرمسار خواهی شد

کنون بحسن تو کس نیست از هزار یکی

تو خود هنوز یکی از هزار خواهی شد

ز فکر کار جهان بار غم بسینه منه

وگرنه در سر این کار و بار خواهی شد

هلالی، از پی آن شهسوار تند مرو

که نارسیده بگردش غبار خواهی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد
  2. شمارهٔ ۱۲۷روز هجران تو، یارب! ز کجا پیش آمد؟
  3. شمارهٔ ۱۲۸دلم، پیش لبت، با جان شیرین در فغان آمد
  4. شمارهٔ ۱۲۹نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند
  5. شمارهٔ ۱۳۰یارب! غم ما را که بعرض تو رساند؟
  6. شمارهٔ ۱۳۱عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند
  7. شمارهٔ ۱۳۲جان من، بهر تو از جان بدنی ساخته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۳۳عجب! که رسم وفا هرگز آن پری داند
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.