پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد

من باشم و او باشد و اغیار نباشد

آنجا اثر رحمت جاوید توان یافت

کآنجا ز رقیبان تو آثار نباشد

هرجا که حبیب است به پهلوی رقیب است

در باغ جهان یک گل بی‌خار نباشد

بر من، که گرفتار توام، رحم مفرمای

رحم است بر آن کس که گرفتار نباشد

ما خانه‌خرابیم و نداریم پناهی

ویرانهٔ ما را در و دیوار نباشد

تقصیر وفا رسم رقیب است، عجب نیست

هرگز سگ دیوانه وفادار نباشد

بی یار به عالم نتوان بود، هلالی

عالم به چه کار آید اگر یار نباشد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
  2. شمارهٔ ۱۱۵تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
  3. شمارهٔ ۱۱۶بر سر بالین طبیب از ناله من زار شد
  4. شمارهٔ ۱۱۷گر برون می‌آید، آن بی‌رحم، زارم می‌کشد
  5. شمارهٔ ۱۱۸زان دل به جانب سگ کوی تو می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۱۹باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
  7. شمارهٔ ۱۲۰اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد
  8. شمارهٔ ۱۲۱از حالِ  دل و دیده مپرسید که چون شد؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.