پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۱

یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد

گر به عشاق نکویی بکند بد باشد

مقصد اهل نظر خاک در توست، بلی

چون تو مقصود شوی، کوی تو مقصد باشد

آن‌که در حسن بود یک‌صد خوبان جهان

حسن خلقی اگرش هست یکی صد باشد

الف قد تو پیش همه مقبول افتاد

این نه حرفیست که بر وی قلم رد باشد

موی ژولیده من بین و وفا کن، ور نه

سبزه بینی که مرا بر سر مرقد باشد

گفتمش دل به خم زلف تو در قید بماند

گفت دیوانه همان به که مقید باشد

حد کس نیست، هلالی، که شود همره ما

زانکه این مرحله را محنت بی حد باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
  2. شمارهٔ ۱۱۴افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
  3. شمارهٔ ۱۱۵تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
  4. شمارهٔ ۱۱۶بر سر بالین طبیب از ناله من زار شد
  5. شمارهٔ ۱۱۷گر برون می‌آید، آن بی‌رحم، زارم می‌کشد
  6. شمارهٔ ۱۱۸زان دل به جانب سگ کوی تو می‌کشد
  7. شمارهٔ ۱۱۹باز عشق آمد و کار دل ازو مشکل شد
  8. شمارهٔ ۱۲۰اگر سودای عشق اینست، من دیوانه خواهم شد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.