پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

باغ عیش من بجای گل همه خار آورد

آری، این نخلی که من دارم، همین بار آورد

کوه از سیل سرشکم در صدا آید، بلی

گریه من سنگ را در ناله زار آورد

عالمی در گریه است از ناله جانسوز من

نوحه ای کز درد خیزد گریه بسیار آورد

گر دل آزرده را جز داغ او مرهم نهم

بر دل آن مرهم شود داغی که آزار آورد

هر که ابروی تو دید و مایل محراب شد

زود باشد کز خجالت رو بدیوار آورد

تا ز خورشید جمالت گرم شد بازار حسن

هر دم این دیوانه را سودا ببازار آورد

پای بر فرق هلالی نه، که بهر مقدمت

هر زمان صد گوهر از چشم گهر بار آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد
  2. شمارهٔ ۱۱۲می خواهم و کنجی که به جز یار نباشد
  3. شمارهٔ ۱۱۳شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
  4. شمارهٔ ۱۱۴افروخت رنگت از می و دلها کباب شد
  5. شمارهٔ ۱۱۵تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
  6. شمارهٔ ۱۱۶بر سر بالین طبیب از ناله من زار شد
  7. شمارهٔ ۱۱۷گر برون می‌آید، آن بی‌رحم، زارم می‌کشد
  8. شمارهٔ ۱۱۸زان دل به جانب سگ کوی تو می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.