پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟

عمر من کم باد، تا روز چنین کم بگذرد

دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسید

آن گذشت، امید می دارم که این هم بگذرد

نگذرد، گر سالها باشم براهش منتظر

ور دمی غایب شوم، آید همان دم بگذرد

چون ز درد هجر گریان بر سر راهش روم

گریه من بیند و خندان و خرم بگذرد

مرهمی نه بر دل افگار من، بهر خدا

پیش ازان روزی که کار دل ز مرهم بگذرد

هر که از روی ارادت پا نهد در راه عشق

عالمی پیش آیدش کز هر دو عالم بگذرد

تا کنون عمر هلالی در غم رویت گذشت

عمر باقی مانده، یارب! هم درین غم بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
  2. شمارهٔ ۱۰۵مسکین طبیب، چاره دردم خیال کرد
  3. شمارهٔ ۱۰۶نمی‌توان به‌تو شرح بلای هجران کرد
  4. شمارهٔ ۱۰۷من عاشق و دیوانه و مستم، چه توان کرد؟
  5. شمارهٔ ۱۰۸به ناز می‌روَد و سوی کس نمی‌نگرد
  6. شمارهٔ ۱۰۹باغ عیش من بجای گل همه خار آورد
  7. شمارهٔ ۱۱۰تا کی آن شوخ نظر بر دگری اندازد؟
  8. شمارهٔ ۱۱۱یار، هر چند که رعنا و سهی قد باشد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.