پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد

سری که بر تن من هست خاک پای تو باد

دلم به مهر تو صد پاره باد و هر پاره

هزار ذره و هر ذره در هوای تو باد

ز خانه تا به در آیی و پا نهی به سرم

سرم فتاده به خاک در سرای تو باد

ترا به بسمل من گر رضاست، بسم الله

بیا، بیا، که قضا تابع رضای تو باد

مقصرم ز دعا در جواب دشنامت

ملائک همه افلاک در دعای تو باد

مباد آنکه رَمَد هرگز از بلای تو دل

درین جهان و در آن نیز مبتلای تو باد

به درد خوی گرفتم، دوا نمیخواهم

همیشه در دل من درد بی دوای تو باد

چه لطف بود، رقیبا، که رفتی از کویش؟

بدین ثواب که کردی بهشت جای تو باد

اگر هلالی بیچاره در هوای تو مرد

برای مردن او غم مخور، بقای تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
  2. شمارهٔ ۹۸گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
  3. شمارهٔ ۹۹ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
  4. شمارهٔ ۱۰۰چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
  5. شمارهٔ ۱۰۱آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
  6. شمارهٔ ۱۰۲روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
  7. شمارهٔ ۱۰۳ماه شهرآشوب من، هر گه به راهی بگذرد
  8. شمارهٔ ۱۰۴شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.