پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

دوش با صد عیش بودی، هر شبت چون دوش باد

گر چو خونم با حریفان باده خوردی نوش باد

هر که جز کام تو جوید، باد، یارب! تلخ کام

هر که جز نام تو گوید تا ابد خاموش باد

سرکشان را از رکابت باد طوق بندگی

حلقه نعل سمندت چرخ را در گوش باد

می‌گذشتی با لباس ناز و می‌گفتند خلق

این قبای حسن دایم زیور آن دوش باد

گه گهی شبها در آغوش خودت بینم به خواب

دست من روزی به بیداری در آن آغوش باد

تا هلالی لعل میگون تو دید از هوش رفت

زین شراب لعل تا روز ابد مدهوش باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
  2. شمارهٔ ۹۷سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
  3. شمارهٔ ۹۸گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
  4. شمارهٔ ۹۹ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
  5. شمارهٔ ۱۰۰چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
  6. شمارهٔ ۱۰۱آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
  7. شمارهٔ ۱۰۲روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
  8. شمارهٔ ۱۰۳ماه شهرآشوب من، هر گه به راهی بگذرد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.