پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

خوشا کَسی که دَر این عالَمِ خَراب‌آباد

اَساسِ ظُلْم فَگَنْد و بَنایِ داد نَهاد

بیا! بیا! کِه اَز آن رَفْتِگان بِه یاد آریم

که رَفْتِه‌اَنْد و اَز ایشان کَسی نیارَد یاد

مَکُن اِقامَت و بُنْیادِ خانِمان مَفْگَن

کِه دَسْتِ حادِثِه خواهَد فَگَنْدَش از بُنْیاد

تَوانگَری که درِ خِیْر، بَر فَقیران بَسْت

دَری زِ عالَمِ بالا بِه رویِ او نَگْشاد

کَسی که یافْت بَر اَحْوالِ زیردَسْتان، دَسْت

بِه ظُلْم اَگَر نَسِتانَد، خُداش خِیْر دَهاد!

صِنوبَرا، تو چِه دِل بَسْتِه‌ای بِه هَر شاخی؟

چو سَرْو باش! کِه اَز بارِ دِل شَوی آزاد

چِه خوش فُتاد «هِلالی» به بَنْدِه‌خانِه‌یِ عِشْق

بُرو! غُلامیِ این خانْدان، مُبارَک باد!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
  2. شمارهٔ ۹۶کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
  3. شمارهٔ ۹۷سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
  4. شمارهٔ ۹۸گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
  5. شمارهٔ ۹۹ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
  6. شمارهٔ ۱۰۰چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
  7. شمارهٔ ۱۰۱آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
  8. شمارهٔ ۱۰۲روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.