پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخ

چشم از تو ندیده شوخ تر شوخ

از نام دو چشم خود چه پرسی؟

این فتنه گرست و آن دگر شوخ

بالله! که نزاد مادر دهر

مانند تو نازنین پسر شوخ

مسکین دل عاشقان شکستند

این سنگدلان سیمبر شوخ

ترک سر خویش کن، هلالی

کین طایفه اند سر بسر شوخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴دوش با صد عیش بودی، هر شبت چون دوش باد
  2. شمارهٔ ۹۵بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
  3. شمارهٔ ۹۶کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
  4. شمارهٔ ۹۷سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
  5. شمارهٔ ۹۸گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
  6. شمارهٔ ۹۹ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
  7. شمارهٔ ۱۰۰چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
  8. شمارهٔ ۱۰۱آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.