پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح

هزار بار فزون خوانده ام دعای قدح

منم، که وقف خرابات کرده ام سر و زر

زر از برای شراب و سر از برای قدح

بزیر خون من و خون بها شراب بیار

بگیر جوهر جانم، بده بهای قدح

رسید موسم گشت چمن، بیا ساقی

که تازه شد هوس باده و هوای قدح

بیاد لعل تو تا کی لب قدح بوسم؟

خوش آنکه بوسه بر آن لب زنم بجای قدح

هلالی، از قدح می چه جای پرهیزست؟

بیا، که پیر مغان میزند صلای قدح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳خوشا کَسی که دَر این عالَمِ خَراب‌آباد
  2. شمارهٔ ۹۴دوش با صد عیش بودی، هر شبت چون دوش باد
  3. شمارهٔ ۹۵بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
  4. شمارهٔ ۹۶کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
  5. شمارهٔ ۹۷سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
  6. شمارهٔ ۹۸گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
  7. شمارهٔ ۹۹ترا گهی که نظر بر من خراب افتد
  8. شمارهٔ ۱۰۰چو از داغ فراقت شعله حسرت به جان افتد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.