پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث

بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث

رسیده بود گل، آن سرو هم بباغ آمد

بیار می، که یکی صد هزار شد باعث

نبود ناله مرغ چمن ز جلوه گل

لطافت رخ آن گلعذار شد باعث

اگر بمیکده رفتیم عذر ما بپذیر

که باده خوردن ما را خمار شد باعث

اگر ز کوی تو رفتیم اختیار نبود

فغان و ناله بی اختیار شد باعث

گر از تو یک دو سه روزی جدا شدیم مرنج

که گردش فلک و روزگار شد باعث

قرار در شکن زلف یار خواهم کرد

بدین قرار دل بیقرار شد باعث

بمجلس تو هلالی کشید طعن رقیب

گل وصال تو بر زخم خار شد باعث

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
  2. شمارهٔ ۹۲ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخ
  3. شمارهٔ ۹۳خوشا کَسی که دَر این عالَمِ خَراب‌آباد
  4. شمارهٔ ۹۴دوش با صد عیش بودی، هر شبت چون دوش باد
  5. شمارهٔ ۹۵بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
  6. شمارهٔ ۹۶کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد
  7. شمارهٔ ۹۷سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
  8. شمارهٔ ۹۸گر ز رخسار تو یک لمعه بدریا افتد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.