پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت

چه ستم‌ها که ندیدم به امید کرمت؟

دارم آن سر: که به خاک قدمت سر بنهم

غیر ازینم هوسی نیست، به خاک قدمت

تویی آن پادشه مملکت حسن، که نیست

حشمت و خیل بتان درخور خیل و حشمت

لطف تو کم ز کم و جور تو بیش از بیش است

می‌کنم شکر و ندارم گله از بیش و کمت

عاشق دلشده را موج غم از سر بگذشت

دست او گیر، که افتاده به دریای غمت

رقم از مشک زدی بر رخش، ای کاتب صنع

آفرین بر تو و بر خامهٔ مشکین رقمت!

دفتر شرح غمت رفت، هلالی، همه جا

گرچه صد ره ببریدیم زبان قلمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
  2. شمارهٔ ۸۶اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
  3. شمارهٔ ۸۷چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
  4. شمارهٔ ۸۸خدا را، تند سوی من مبین، چون بنگرم سویت
  5. شمارهٔ ۸۹مرا بباده، نه باغ و بهار شد باعث
  6. شمارهٔ ۹۰مشتاق درد را به مداوا چه احتیاج؟
  7. شمارهٔ ۹۱بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
  8. شمارهٔ ۹۲ای چشم تو شوخ تر ز هر شوخ
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.