پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

در مجلس اگر او نظری با دگری داشت

دانند حریفان که در آن هم نظری داشت

هر لاله، که با داغ دل از خاک برآمد

دیدم که: ز سودای تو پر خون جگری داشت

امروز سر زلف تو آشفته چرا بود؟

گویا ز پریشانی دلها خبری داشت

فریاد! که رفت از سرم آن سرو، که عمری

من خاک رهش بودم و بر من گذری داشت

با جام و قدح عزم چمن کرد، چو نرگس

هر کس که درین روز بکف سیم و زری داشت

زین مرحله آهنگ عدم کرد هلالی

مانند غریبی، که هوای سفری داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشت
  2. شمارهٔ ۸۱یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشت
  3. شمارهٔ ۸۲آمد آن سنگین دل و صد رخنه در جان کرد و رفت
  4. شمارهٔ ۸۳دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت
  5. شمارهٔ ۸۴در کوی تو آمد بسرم سنگ ملامت
  6. شمارهٔ ۸۵نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
  7. شمارهٔ ۸۶اگر از آمدنم رنجه نگردد خویت
  8. شمارهٔ ۸۷چه غم گر در سرم شوریست از سودای گیسویت؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.