پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟

کدام فتنه، که در جلوه های ناز تو نیست؟

مکن بخاک درش، ای رقیب، عرض نیاز

که نازنین مرا حاجت نیاز تو نیست

دلا، بشام فراق از بلای حشر مپرس

که روز کوته او چون شب دراز تو نیست

ز سجده پیش رخش منع ما مکن، زاهد

نیاز اهل محبت کم از نماز تو نیست

بکوی عشق، هلالی، نساختی کاری

چه شد؟ مگر کرم دوست کارساز تو نیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸در مجلس اگر او نظری با دگری داشت
  2. شمارهٔ ۷۹دل چه باشد کز برای یار ازان نتوان گذشت
  3. شمارهٔ ۸۰روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشت
  4. شمارهٔ ۸۱یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشت
  5. شمارهٔ ۸۲آمد آن سنگین دل و صد رخنه در جان کرد و رفت
  6. شمارهٔ ۸۳دل به امید کرم دادم و دیدم ستمت
  7. شمارهٔ ۸۴در کوی تو آمد بسرم سنگ ملامت
  8. شمارهٔ ۸۵نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.