پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

این تازه گل، که می رسد، از بوستان کیست؟

نخل کدام گلشن و سرو روان کیست؟

باز این نهال تازه، که سر می کشد بناز

سرو کشیده قامت نازک میان کیست؟

ای دل، ز تیر ابروی پر فتنه اش منال

تو تیر را ببین و مگو کز کمان کیست؟

دشنامها، که از تو رساندند قاصدان

دانستم از ادای سخن کز زبان کیست

گر افگنند پیش سگت بعد کشتنم

داند ز بوی درد که: این استخوان کیست

افسانه شد حدیث من، آخر شبی بپرس

کین گفتگو، که می گذرد، داستان کیست؟

از آه گرم سوخت هلالی و کس نگفت:

دودی که بر فلک شده از دودمان کیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست
  2. شمارهٔ ۷۵در دل بیخبران جز غم عالم غم نیست
  3. شمارهٔ ۷۶کدام جلوه، که در سر و سرفراز تو نیست؟
  4. شمارهٔ ۷۷دگرم بسته آن زلف سیه نتوان داشت
  5. شمارهٔ ۷۸در مجلس اگر او نظری با دگری داشت
  6. شمارهٔ ۷۹دل چه باشد کز برای یار ازان نتوان گذشت
  7. شمارهٔ ۸۰روز من شب شد و آن ماه براهی نگذشت
  8. شمارهٔ ۸۱یا تمنای وصال تو مرا خواهد کشت
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.