پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟

هم نمک می ریزد از تو، هم شکر

خاک پایت، چون مرا فرق سرست

من چرا بر دارم از پای تو سر؟

خاک گشتم، لاله از خاکم دمید

هم چنان داغ تو دارم بر جگر

بی خبر بودن ز عالم، آگهیست

زاهد افسرده کی دارد خبر؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب‌تر
  2. شمارهٔ ۱۸۱ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
  3. شمارهٔ ۱۸۲تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
  4. شمارهٔ ۱۸۳جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
  5. شمارهٔ ۱۸۴هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
  6. شمارهٔ ۱۸۵وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
  7. شمارهٔ ۱۸۶حاش لله! کز رخت چشم افگنم سوی دگر
  8. شمارهٔ ۱۸۷با رخ زرد آمدم سوی درت، ای سروناز
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.