پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ

جای آنست اگر شعله زند در کاغذ

چون قلم سوختی از آتش دل نامه من

اگر از آب دو چشمم نشدی تر کاغذ

سخن لعل تو خواهیم که در زر گیریم

کاش سازند دگر از ورق زر کاغذ

خط مشکین ورق روی ترا زیبد و بس

قابل آیت رحمت نبود هر کاغذ

شرح بی مهری آن ماه بپایان نرسد

فی المثل گر شود افلاک سراسر کاغذ

مردم از غم که: چرا نامه نوشتی برقیب؟

نشدی، کاش! درین شهر میسر کاغذ

تا هلالی صفت ماه جمال تو نوشت

گشت، چون صفحه خورشید، منور کاغذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
  2. شمارهٔ ۱۷۹جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار
  3. شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب‌تر
  4. شمارهٔ ۱۸۱ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
  5. شمارهٔ ۱۸۲تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
  6. شمارهٔ ۱۸۳جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
  7. شمارهٔ ۱۸۴هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
  8. شمارهٔ ۱۸۵وه! که بازم فلک انداخت به غوغای دگر
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.