پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید

بر سرم افسانه ای خوانید و افسونم کنید

نیست اندوه مرا با درد مجنون نسبتی

می شوم دیوانه گر نسبت بمجنونم کنید

لاله گون شد خرقه صد چاکم از خوناب اشک

شرح این صورت بشوخ جامه گلگونم کنید

شهسوار من بصحرا رفته و من مانده ام

زین گناه از شهر می خواهم که بیرونم کنید

وصف قدش را بمیزان خرد سنجیده ام

آفرین بر اعتدال طبع موزونم کنید

چشم پر خونم ببینید و مپرسید از دلم

حالت دل را قیاس از چشم پر خونم کنید

چون هلالی، دوش بر خاک درش جا کرده ام

شاید ار امروز جا بر اوج گردونم کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
  2. شمارهٔ ۱۷۸وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
  3. شمارهٔ ۱۷۹جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار
  4. شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب‌تر
  5. شمارهٔ ۱۸۱ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
  6. شمارهٔ ۱۸۲تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
  7. شمارهٔ ۱۸۳جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
  8. شمارهٔ ۱۸۴هر روز در کویش روم، پیدا کنم یار دگر
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.