پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید

حیف باشد کان چنان خاکی بخونم گل کنید

چون نخواهم زیست دور از روی او، بهر خدا

تیغ بردارید و پیش او مرا بسمل کنید

بهر قتلم رنجه میدارید دست ناز کش

هم بدست خود مرا قربان آن قاتل کنید

چون بعزم خاک بردارید تابوت مرا

هر قدم، صد جا، بگرد کوی او منزل کنید

تا رخش من بینم و جز من نبیند دیگری

پیش رویش پرده چشم مرا حایل کنید

دل در آن کویست و من بیدل، خدا را، بعد ازین

بگذرید از فکر دل، فکر من بیدل کنید

ای حریفانی، که جا در بزم آن مه کرده اید

تا هلالی هم درآید، رخصتی حاصل کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
  2. شمارهٔ ۱۷۷غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
  3. شمارهٔ ۱۷۸وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
  4. شمارهٔ ۱۷۹جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار
  5. شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب‌تر
  6. شمارهٔ ۱۸۱ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
  7. شمارهٔ ۱۸۲تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
  8. شمارهٔ ۱۸۳جامه گلگون، روی آتشناک از گل پاک تر
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.