پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟

ما خود از فکر شما مردیم، فکر ما کنید

جان محزون در تنم امروز و فردا بیش نیست

فکر امروز من و اندیشه فردا کنید

مردم از این غصه، میخواهم که یار آگه شود

ای رقیبان، بر سر تابوت من غوغا کنید

چند با اغیار پردازید، ای سیمین بران

گاه گاهی هم بحال عاشقان پروا کنید

میکند سودای زلفش روز مسکینان سیاه

ای سیه روزان مسکین، ترک این سودا کنید

بسکه مخمورم، گرانی میکند دستار من

می فروشان، از سر من این بلا را وا کنید

عاشقیهای هلالی سر بشیدایی کشید

دوستان، فکری بحال عاشق شیدا کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
  2. شمارهٔ ۱۷۶می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
  3. شمارهٔ ۱۷۷غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
  4. شمارهٔ ۱۷۸وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
  5. شمارهٔ ۱۷۹جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار
  6. شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب‌تر
  7. شمارهٔ ۱۸۱ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
  8. شمارهٔ ۱۸۲تا ز خط عنبرین حسن تو شد بیش تر
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.