پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

گر دلم زین گونه آه دم بدم خواهد کشید

آتش پنهان من آخر علم خواهد کشید

زیر کوه غم تن فرسوده کاهی بیش نیست

برگ کاهی چند، یارب! کوه غم خواهد کشید؟

تنگ شد بر عاشق بی خانمان شهر وجود

بعد ازین خود را بصحرای عدم خواهد کشید

نم کشد از آب چشمم خاک هر سر منزلی

اشک اگر اینست بام چرخ نم خواهد کشید

حرف بیدادی، که بیرون آید از کلک قضا

دور چرخ آنرا بنام من رقم خواهد کشید

جرعه نوش بزم رندان را بشارت ده که: او

سالها آب حیات از جام جم خواهد کشید

چون هلالی خاک گشتم بر امید مقدمش

وه! چه دانستم که از خاکم قدم خواهد کشید؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟
  2. شمارهٔ ۱۷۴من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
  3. شمارهٔ ۱۷۵دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
  4. شمارهٔ ۱۷۶می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
  5. شمارهٔ ۱۷۷غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
  6. شمارهٔ ۱۷۸وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟
  7. شمارهٔ ۱۷۹جان خواهم از خدا، نه یکی، بلکه صد هزار
  8. شمارهٔ ۱۸۰ای به خوبی از همه خوبان عالم خوب‌تر
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.