پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید

طرف دامن بمیان بر زدنش را نگرید

خلعت حسن و کمر ترکش نازش بینید

عقد دستار بسر بر زدنش را نگرید

جانب گریه من چون نگرد از سر ناز

خنده بر جانب دیگر زدنش را نگرید

شوخ من مست شد و ساغر می زد بسرم

شوخی و مستی و ساغر زدنش را نگرید

ناگه آن شوخ درون آمد و سر زد همه را

مست در مجلس ما سر زدنش را نگرید

چون بدان قامت رعنا کند آهنگ چمن

طعنه بر سرو و صنوبر زدنش را نگرید

منکر آه جهان سوز هلالی مشوید

هر دم آتش بجهان در زدنش را نگرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید
  2. شمارهٔ ۱۷۱گر دلم زین گونه آه دم بدم خواهد کشید
  3. شمارهٔ ۱۷۲وه! که سودای تو آخر سر بشیدایی کشید
  4. شمارهٔ ۱۷۳ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟
  5. شمارهٔ ۱۷۴من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
  6. شمارهٔ ۱۷۵دوستان، امشب دوای درد محزونم کنید
  7. شمارهٔ ۱۷۶می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ
  8. شمارهٔ ۱۷۷غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.