پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

هردم از چشم تو دل را نظری می‌باید

صد نظر دید و هنوزش دگری می‌باید

آن قدر سرکشی و ناز، که باید، داری

شیوه مهر و وفا هم قدری می‌باید

هرچه در عالم خوبی‌ست از آن خوب‌تری

نتوان گفت کزان خوب‌تری می‌باید

به امید نظری در گذرت خاک شدیم

از تو بر ما نظری و گذری می‌باید

گفتی: از وصل خبر یافته‌ای، خوش دل باش

خبری هست ولیکن اثری می‌باید

به قدم طی نشود راه بیابان فراق

قطع این مرحله را بال و پری می‌باید

در ره عشق، هلالی، خبر از خویش مپرس

که درین راه ز خود بی‌خبری می‌باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷ای کسانی که بخاک قدمش جا دارید
  2. شمارهٔ ۱۶۸آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید
  3. شمارهٔ ۱۶۹دل به درد آمد و این درد به درمان نرسید
  4. شمارهٔ ۱۷۰بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید
  5. شمارهٔ ۱۷۱گر دلم زین گونه آه دم بدم خواهد کشید
  6. شمارهٔ ۱۷۲وه! که سودای تو آخر سر بشیدایی کشید
  7. شمارهٔ ۱۷۳ای بتان سنگدل، تا چند استغنا کنید؟
  8. شمارهٔ ۱۷۴من نمیخواهم که : در کویش مرا بسمل کنید
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.