پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

چو لاله سینهٔ من کاش پاره‌پاره کنند!

به داغ‌های درون یک به یک نظاره کنند

به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند

به او جراحت پنهانم آشکاره کنند

ز سیل دیده خرابم، ز سوز سینه کباب

میان آتش و آبم، ز من کناره کنند

ز اشک و چهرهٔ زردم اگر نیند آگاه

شبی تفحص آن از مه و ستاره کنند

بر آستان وفا سر نهاده‌ام عمری

که در حساب سگانش مرا شماره کنند

ز تیغ طعنه به یک بار نیم کشته شدم

نعوذ بالله! اگر طعن من دوباره کنند

دل حزین هلالی ز درد هجران سوخت

برای درد دل او به لطف چاره کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود
  2. شمارهٔ ۱۴۷شیرین دهنا، این همه شیرین نتوان بود
  3. شمارهٔ ۱۴۸دی به راهم دیدن و آنگاه نادیدن چه بود؟
  4. شمارهٔ ۱۴۹با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟
  5. شمارهٔ ۱۵۰کاکل ز چه بگذاشته ای تا کمر خود؟
  6. شمارهٔ ۱۵۱یار اگر مرهم داغ دل محزون نشود
  7. شمارهٔ ۱۵۲لعل جان‌بخشت، که یاد از آب حیوان می‌دهد
  8. شمارهٔ ۱۵۳هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.