پرش به محتوای اصلی
هلالی جغتایی هلالی جغتایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود؟

بعد ازان بی موجبی چندین جفاگاری چه بود؟

مرحمت بگذاشتی، تیغ جفا برداشتی

آن محبت ها کجا شد؟ این ستمگاری چه بود؟

مردم چشمم ز آزارت بخون آغشته شد

نور چشم من، بگو: کین مردم آزاری چه بود؟

من نمی گویم که: چندین دشمنی آخر چراست؟

لیک می پرسم که: اول آن همه یاری چه بود؟

زان دو گیسو، گر خدا قید گرفتاران نخواست

این همه ترتیب اسباب گرفتاری چه بود؟

گر نبود، ای شوخ، آهنگ دلازاری ترا

بی جهت با عاشقان آهنگ بیزاری چه بود؟

سوی خود خواندی هلالی را و راندی عاقبت

عزت او را بدل کردن باین خواری چه بود؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱یار اگر مرهم داغ دل محزون نشود
  2. شمارهٔ ۱۵۲لعل جان‌بخشت، که یاد از آب حیوان می‌دهد
  3. شمارهٔ ۱۵۳هر گه آن قصاب خنجر بر گلوی من نهد
  4. شمارهٔ ۱۵۴ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید
  5. شمارهٔ ۱۵۵جز بندگیم کاری از دست نمی آید
  6. شمارهٔ ۱۵۶زان پیشتر که جانان ناگه ز در درآید
  7. شمارهٔ ۱۵۷اگر نه از گل نو رسته بوی یار آید
  8. شمارهٔ ۱۵۸چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟
همه‌ی غزلیات ←

هلالی جغتایی درباره‌ی هلالی جغتایی

بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفات‌العاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.